روزنوشتهای جابر نیک سیرت هشجين
تراشیدم .... پرستیدم .... شکستم ...
بهار، زمستان، تابستان، پاییز و دوباره بهار
سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388 10:59
میتونی مثل من حسش کنی این سفید سبک سرد را در بیست و پنج و امین روز فروردین ؟!
دوباره برف زمستان خیز برداشته تا آدمها رو در این روزهای بهاری بالطافت بی مانند خودش که تا ساعتی طول نکشید با دلهای تابستانی ما، با شور پاییزی ما، مژدهای دوباره دهد از تکرار طبیعت، دوباره میخواد ما رو به زمستان برسونه. زندگی پر شده از تکرارها. کاش همه تکرارها به کوتاهی یکساله تکرار طبیعت می بود.
دوباره برف زمستان خیز برداشته تا آدمها رو در این روزهای بهاری بالطافت بی مانند خودش که تا ساعتی طول نکشید با دلهای تابستانی ما، با شور پاییزی ما، مژدهای دوباره دهد از تکرار طبیعت، دوباره میخواد ما رو به زمستان برسونه. زندگی پر شده از تکرارها. کاش همه تکرارها به کوتاهی یکساله تکرار طبیعت می بود.
و من سرشار از احساس، این وقت را غنیمت دونستم و با محمد سریع دودیم سمت محوطه اداره و صحنه هایی بی نظیر از ترکیب درخت، گل، چمن، برف، من و محمد را با لنز دوربین نشانه گرفته و این لحظات را با شادمانی ثبت کردیم.


![]()


نوشته شده توسط جابر نیک سیرت هشجین
| لينک ثابت |


