درسهایی که از زندگی آموخته ام:

آموخته ام كه رفاقت و دوستي واقعي، به رشد خود ادامه مي دهد.
آموخته ام كه افراد زيادي هستند كه تو را دوست دارند و نمي دانند چگونه احساسشان را نشان دهند.
آموخته ام كه نمي تواني كسي را وادار كني كه به تو عشق بورزد .تنها كاري مي تواني انجام دهي اين است كه؛ كسي باشي كه مورد عشق ديگران واقع شود .
آموخته ام كه بلوغ و پختگي به تجربيات و درس هايي كه آموخته اي بستگي دارد نه به تعداد جشن تولد هايي كه گرفته ای.
آموخته ام كه براي بخشيدن نياز است كه تمرين كنيم.
آموخته ام كه فقط كافي نيست كه اطرافيان تو را ببخشند، گاهي اوقات هم بايد ياد بگيري كه خودت را ببخشي .
آموخته ام که شرایط زندگی ما ممکن است بر آنچه که هستیم تاثیر گذاشته باشد، اما برای آنچه که می خواهیم بشویم خودمان مسئول هستیم.
آموخته ام كه فقط به دليل اينكه دو نفر با هم اختلاف دارند ، به اين معنا نيست كه آنها يكديگر را دوست ندارند .و فقط به دليل اينكه با يكديگر اختلافي ندارند ، به اين معنا نيست كه يكديگر را دوست دارند.
آموخته ام كه آنچه در زندگي ات داري مهم نيست بلكه آن كسي كه در زندگي ات اهميّت دارد ، مهم است.
آموخته ام كه ما مجبور نيستيم دوستان خود را تغيير دهيم اگر درك كنيم كه آنها ، خودشان تغيير مي كنند .
آموخته ام كه سالها طول مي كشد كه اساس يك اعتماد ساخته شود، ولي براي ويران كردن آن اعتماد فقط چند ثانيه كافي است.
آموخته ام كه تو بايد براي كشف يك راز ،خيلي مشتاق باشي . اين امر مي تواند براي هميشه زندگي ات را تغيير دهد.
آموخته ام كه دو انسان مي توانند به يك چيز كاملا مشابه نگاه كنند و چيزي كاملا متفاوت را مشاهده كنند.
آموخته ام كه زندگي تو مي تواند در ظرف چند ساعت با كمك افرادي كه هرگز تو را نمي شناسند ، تغيير كند.
طبق عادت مألوف و طریق معروف بعد از هر ناکامی در مسابقات ورزشی هیئتی از مدیران بالا رتبه سازمان تربیت بدنی تشکیل جلسه فوری می دهند و علل شکست و ناکامی های اخیر را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهند و الحق و الانصاف هم بعد از پایان ماموریت چندین ماهه و تحقیقات طاقت فرسا لیستی از متهمین و محکومین پرونده به رسانه های پیگیر اعلام و نتایج، علل و پیشنهادهای خود را برای دوره های بعد منتشر می نمایند.
داستان زیر نمونه ای از پروسه "از شکست تا تجربه" ایرانیان است که باهم می خوانیم:
ادامه مطلب
دوستان عزیز!
در صورتيکه با تلفن همراه شما تماسي برقرار شد و در آن شخص يا اشخاصي ادعا نمودند که از مهندسين شرکت مخابرات هستند و قصد چک کردن خط شما را دارند و از شما تقاضا نمودند که هر عددي را شماره گيري کنيد بدون هيچ گونه شماره گيري فورا تماس را قطع کنيد چون شرکتي جعلي از اين طريق به سيم کارت شما دسترسي خواهد يافت و از طريق خط شما و با هزينه شما تماسهاي تلفني برقرار خواهد کرد.
تمامي کاربران تلفن همراه توجه داشته باشند که در صورتيکه با شما تماسي برقرار شد و در نمايشگر گوشي شما اين پيغام ظاهر شد ( XALAN ) از پاسخ دادن به آن خودداري نماييد و تماس را به سرعت قطع کنيد در صورت جواب دادن به تماس گوشي شما ويروسي خواهد شد اين ويروس اطلاعات IMEI و IMSI را از روي گوشي و سيم کارت شما پاک خواهد کرد که اين امر باعث قطع ارتباط شما با شبکه تلفن خواهد شد و شما مجبور خواهيد شد گوشي ديگري خريداري نماييد.
لطفا به منظور جلوگیری از سوء استفاده از خط سایر دوستان دیگر آنها را نيز مطلع نماييد.
کمال همنشین
شبی در محفلی با آه و سوزی شنید ستم ز مرد پاره دوزی
چنین می گفت با پیر عجوزی «گلی خوشبوی در حمام روزی
رسید از دست محبوبی به دستم»
گرفتم آن گل و کردم خمیری خمیری نرم و نیکو چون حریری
معطر بود و خوب و دلپذیری «بدو گفتم که مشکی یا عبیری
که از بوی دل آویز تو مستم»
همه گلهای عالم آزمودم ندیدم چون تو و عبرت نمودم
چو گل بشنید این گفت و شنودم «بگفتا من گلی ناچیز بودم
و لیکن مدتی با گل نشستم»
گل اندر زیر پا گسترده پر کرد مرا با همنشینی مفتخر کرد
چو عمرم مدتی با گل گذر کرد «کمال همنشین در من اثر کرد
و گرنه من همان خاکم که هستم»
بعد از تامل در قطعه بالا بی اختیار یاد این جمله افتادم:
٬سیب از سیب رنگ می پذیرد آدمی از آدمی فرهنگ٬
دو غزل از صوفی بلخ
عـــاشق
شده ای دل ســـودات مبارک بــاد
از جـــا و مــکان
رستی آنجات مبـارک باد
از هردو
جـهان بگذر تنـها زن و تنها خور
تا ملک و ملــک گویند : تنهات مبـارک
باد
ای پیش رو
مــردی امــروز تو بـرخوردی
ای زاهـــــد فردایــی فـردات
مبـــارک بــاد
کفرت همگی
دین شد تلخت همه شیرین شد
حلوا
شده ای کلـــی حلـــوات مبــارک باد
در خــانقه
سیــــنه غــوغــاست فقــیران را
ای سینه بــــی کینه غوغــات مبــارک
باد
این
دیـــده دل دیـــده اشکـــی بد و دریا شد
دریاش همی گوید : دریــــات مبـــارک
باد
ای عاشق
پنهانــــی آن یـــار قریـــنت بــــاد
ای طـــالــب بــالای بــالات
مبــــارک بــاد
ای جــــان
پسندیـــده جـــوییده و کـــــوشیده
پـــرهات
بـــروییده پــــرهات مبـــــارک باد
خامش کن و
پنهان کن بازار نکو کـــــردی
کالای عجب بـــردی کـــالات
مبـــــارک باد
نوح تـوئي , روح تـوئي , فاتح و مفتوح تـوئي سينه مشروح تـوي , بر در اسرار مـرا
قطره توئي , بحر توئي , لطف توئي , قهر تـوئي قند تـوئي , زهر تـوئي , بيش ميازار مـرا
روز تـوئي , روزه تـوئي , حاصل در يـوزه تـوئي آب تـوئي , کوزه تـوئي , آب ده اين بار مـرا
اين تن اگر کم تندي , راه دلم کم زنـدي راه شـدي تا نبـدي , اين همه گفتار مـرا
ارزش آبرو ادعای دروغین شرط بندی
داستان بچه دار شدن آرايشگر:
متن کامل داستانک ها را از اینجا بخوانید
ادامه مطلب
یاد آن دوره شیرین زکف رفته به خیر!
یاد آن کودک در خاطره ها خفته به خیر!
آیا از دوران کودکی خود یادگاری را نگه داشتید مثل دفتر مشقی دفتر نقاشی اسباب بازی یا عروسکی؟
من هم مانند بیشتر مردم فقط خاطره ها را در ذهن دارم دریغ از یک یادگاری!!
آیا شخصیتهای کارتونی زیر را در خاطر دارید؟ چه احساسی پس از دیدن تصاویر پیدا می کنید حتما برایم بنویسید!

ادامه مطلب

قوانین مورفی
قانون مورفي در سال ١٩٤٩ در پايگاه نيروي هوايي ادوارز شکل گرفت. مورفي مهندس هوافضا بود که روي يک پروژه کار مي کرد. در يکي از سختترين آزمايشهاي پروژه يک تکنسين تمام سيمها را برعکس وصل کرد و آزمايش خراب شد. مورفي درباره اين تکنسين گفت:
"اگه يه راه براي خراب کردن چيزي وجود داشته باشه او همون يه راه رو پيدا مي کنه!!! "
اين اولين قانون مورفي بود که در ابتدا در فرهنگ فني مهندسين رواج پيدا کرد و بعد به فرهنگ عامه راه پيدا کرد. بعداً قوانين ديگري هم بعد از کسب رتبه لازم از بنياد مورفي در زمره قوانين اصلي قرار گرفتند…
ادامه مطلب
رياضيات سرشار از زيبايي و هنر است
براي ديدن كليه تصاوير برروي لينك " ادامه مطالب" كليك كنيد.
ادامه مطلب
مرداب
از پرده پا بیرون منه خجلت مده مهتاب را برهم مزن ای نازنین تصویر صاف آب را
گفتم بخوابم تا دمی زاندیشه ات فارغ شوم لیکن تو برهم میزنی نیلوفرانه خواب را
کمتر به وصلم وعده ده طاقت ندارم شوق را ریگی پریشان می کند اندیشه مرداب را
گر برقع از رو برکنی هنگام شب ای چون پری صد پاره بینی از حسد پیراهن مهتاب را
بر نیل چشمت میزنم موسای سرگردان دل خواهم اگر آرم به کف دردانه های ناب را
خدا را شكر Thanks God

خدا را شكر كه تمام شب صداي خرخر شوهرم را مي شنوم . اين يعني او زنده و سالم در كنار من خوابيده است.
I am thankful for the husband who snoser all night, because that means he is healthy and alive at home asleep with me.
خدا را شكر كه دختر نوجوانم هميشه از شستن ظرفها شاكي است.اين يعني او در خانه است و در خيابانها پرسه نمي زند.
I am thankful for my teenage daughter who is complaining about doing dishes, because that means she is at home not on the street.
خدا را شكر كه ماليات مي پردازم اين يعني شغل و در آمدي دارم و بيكار نيستم.
I am thankful for the taxes that I pay , because it means that I am employed .
خدا را شكر كه لباسهايم كمي برايم تنگ شده اند . اين يعني غذاي كافي براي خوردن دارم.
I am thankful for the clothes that a fit a little too snag , because it means I have enough to eat.
خدا را شكر كه در پايان روز از خستگي از پا مي افتم.اين يعني توان سخت كار كردن را دارم.
I am thankful for weariness and aching muscles at the end of the day, because it means I have been capable of working hard.
خدا را شكر كه بايد زمين را بشويم و پنجره ها را تميز كنم.اين يعني من خانه اي دارم.
I am thankful for a floor that needs mopping and windows that need cleaning , because it means I have a home.
خدا را شكر كه در جائي دور جاي پارك پيدا كردم.اين يعني هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبيلي براي سوار شدن.
I am thankful for the parking spot I find at the farend of the parking lot, because it means I am capable of walking and that I have been blessed with transportation.
خدا را شكر كه سرو صداي همسايه ها را مي شنوم. اين يعني من توانائي شنيدن دارم.
I am thankful for the noise I have to bear from neighbors , because it means that I can hear.
خدا را شكر كه اين همه شستني و اتو كردني دارم. اين يعني من لباس براي پوشيدن دارم.
I am thankful for the pile of laundry and ironing, because it means I have clothes to wear.
خدا را شكر كه هر روز صبح بايد با زنگ ساعت بيدار شوم. اين يعني من هنوز زنده ام.
I am thankful for the alarm that goes off in the early morning house, because it means that I am alive.
خدا را شكر كه گاهي اوقات بيمار مي شوم . اين يعني بياد آورم كه اغلب اوقات سالم هستم.
I am thankful for being sick once in a while , because it reminds me that I am healthy most of the time.
خدا را شكر كه خريد هداياي سال نو جيبم را خالي مي كند. اين يعني عزيزاني دارم كه مي توانم برايشان هديه بخرم.
I am thankful for the becoming broke on shopping for new year , because it means I have beloved ones to buy gifts for them.
خداراشكر. . . خدارا شكر. . .خدارا شكر . . . Thanks God . . . Thanks God . . . Thanks God
مسمط، یک قالب چکامهسرایی است که چکامهسرایانِ کمتری به آن روی آوردهاند. بیشتر، منوچهری دامغانی را پایهگذار سبک مسمط دانستهاند. وی اشعار زیادی در این سبک شعری دارد. اشعار مسمط از بخشهای جداگانهای تشکیل یافته است که هر بخش با یکدیگر قافیه یکسان دارند و گاهی نیز قافیه پایانی یک بخش ، قافیه دیگری دارد. یکی از زیباترین مسمطهایی که خواندهام، چکامهای است از شهریار که تقریبا همه ابیات یکیِ از چکامههای سعدی را به صورت «تضمین» به کار برده است. نخست چکامهِ دلانگیزِ دلبرکان بیوفایِ شهریار و سپس چکامه سعدی را که شهریار آن را در چکامه خویش به کار برده است، بخوانید:
حیف باشد مهِ من کاین همه از مهر جدایی
گفته بودی جگرم خون نکنی باز کجایی
«من ندانستم از اول که تو بی مهر و وفایی
عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی»
ادامه مطلب

يالانچي چوبان
سحر- سحر بير چوبان
داغا ديرماشماق همان
الين قويوب قولاغا
چيغيراردي اوجادان
قورد آپاردي قويونو
تئز گلين آي جماعات
....
ادامه مطلب


